بهترین دوستی که نداشتی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
     تآتر
    سينما
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        رمان ايراني
        رمان خارجي
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        شعر ايران
        شعر جهان
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        دفتر تآتر
        دفتر داستان
        دفتر شعر
        دفتر انديشه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        نمايشنامه
        داستان
        شعر
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        نمايشنامه
        داستان
 
 
بهترین دوستی که نداشتی
60,000 ریال
تعداد:       

نوشته‌ي پم هیوستن
برگردانِ آرزو قصبی
داستان
قطع جیبی

 

 

 


یادداشتی از روزنامه‌ی شرق، دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴

 

خیال‌پردازی در مورد بیماری‌ها

«بهترین دوستی که نداشتی» داستانی است از پَم هیوستن، نویسنده آمریکایی، که با ترجمه آرزو قصبی از طرف نشر نیلا منتشر شده است. در بخشی از مقدمه ترجمه فارسی این داستان در معرفی پَم هیوستن آمده است: «پَم هیوستن داستان‌نویس، رُمان‌نویس و مقاله‌نویسِ معاصرِ آمریکایی، سالِ ١٩٦٢ در ایالتِ نیوجرسی، در خانواده‌ای با پدرِ تاجر و مادرِ بازیگر متولد شد. در بیست‌ویک ‌سالگی از دانشگاهِ دنیسون در اوهایو کارشناسیِ زبانِ انگلیسی گرفت و پیش از آن که برای تحصیلاتِ تکمیلی در دانشگاهِ یوتا پذیرفته شود، به انبوهیِ مشاغلِ بی‌ربط با نویسندگی پرداخت. بیش‌ترین شهرتش را مدیونِ نخستین کتابش – گاوچران‌ها نقطه‌ی ضعفِ من‌اند (١٩٩٢) – است که جایزه‌های متعددی برده و به چند زبان هم ترجمه شده است. مضامینِ غالب و عناصرِ تکرارشونده در داستان‌های او، روابطِ مردان و زنان، دوری از خانه، حیوانات و آسیب‌های روانیِ به‌جامانده از کودکی‌اند.» پَم هیوستن برای داستان‌هایش جوایزی ادبی نیز گرفته است. از جمله دیگر آثار او می‌توان به «والس رقصاندنِ گربه»، «کمی دیگر درباره‌ی من»، «سگِ شکاریِ تیزبین» و «مندرجات قابل تغییر است» اشاره کرد. آنچه در ادامه می‌آید قسمتی است از داستان بهترین دوستی که نداشتی: «وقتی چهار سالم بود و با پدر و مادرم در پالم بیچِ فلوریدا زندگی می‌کردیم، یک گلدان سیمانیِ سیصد و پنجاه کیلویی را از بالای پایه‌اش انداختم روی پاهایم و هردو استخوانِ رانم شکست. همه‌ی گلدان‌های دیگرِ خیابانِ ورث بوته‌هایی داشتند که به شکلِ حیواناتِ مختلف حرس شده بود و این یکی از ارتفاعِ دیدِ من با قد یک‌متری‌ام خالی به نظر می‌رسید. وقتی ازم پرسیدند چرا می‌خواسته‌ام خودم را بکِشم بالا و بروم توی گلدان، گفتم فکر کردم توی گلدان ماهی هست، می‌خواستم ماهی‌ها را ببینم. الان یادم نمی‌آید ماهیِ واقعی تصور کرده بودم یا بوته‌های سبزِ کوچکی به شکلِ ماهی.البته گلدان خالی بود و قرار بود بیایند مرمتش کنند. برای همین به آن راحتی افتاد روی من. پدرم با آن نیروی فوقِ بشری که می‌گویند آدم در شرایطِ سخت از خودش نشان می‌دهد، گلدان را از روی من کنار زد و مرا که خون‌ریزیِ وحشتناکی داشتم و جیغ می‌کشیدم بلند کرد و آن‌قدر در بغلش نگه داشت تا آمبولانس رسید.شش هفته‌ی بعد از آن، بهترین دوره در تمامِ کودکی‌ام بود. شش هفته‌ی تمام بستری بودم؛ در محاصره‌ی پزشک‌هایی که مرتب برایم هدیه می‌آوردند و پرستارهایی که برایم قصه می‌خواندند و دخترهای داوطلبی که می‌آمدند اتاقم تا با من بازی کنند.والدینم وقتی به ملاقاتم می‌آمدند از دیدنِ من خیلی خوشحال می‌شدند و معمولا بسیار باملاحظه بودند.تمامِ سال‌های کودکی‌ام به خیال‌پردازی در مورد بیماری‌ها و سوانحِ مختلفی گذشت که امیدوار بودم دوباره مرا راهیِ بیمارستان کنند».

 

http://www.sharghdaily.ir/News/86112

مرد بالشی & بهترین دوستی که نداشتی