مرد بالشی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
     تآتر
    سينما
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        رمان ايراني
        رمان خارجي
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        شعر ايران
        شعر جهان
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        دفتر تآتر
        دفتر داستان
        دفتر شعر
        دفتر انديشه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        نمايشنامه
        داستان
        شعر
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
        نمايشنامه
        داستان
 
 
مرد بالشی
120,000 ریال
تعداد:       

نوشته‌ي مارتین مک‌دونا
برگردانِ امیر امجد
نمايشنامه
قطع رقعي




 


یادداشتی از یوریک کریم‌مسیحی در روزنامه‌ی شرق، دوشنبه ۳۱ بهمن ۱۳۹۷

مروری بر نمایشنامه «مردِ بالشی»

اثر مارتین مک‌دونا ترجمه امیر امجد

 

صدوپنجاه سال است که «بینوایانِ» ویکتور هوگو منتشر می‌شود، ترجمه می‌شود، بر صحنه‌ تئاتر اجرا می‌شود، فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی و انیمیشن و نمایش عروسکی می‌شود، اجرای اُپرا می‌شود، موضوع پرده‌های نقاشی می‌شود و دیگر اشکالِ آثار هنری و آفرینندگی را می‌یابد. این ویژگی شامل آثار چارلز دیکنس هم می‌شود، شامل آثار شکسپیر هم، و چخوف و داستایوسکی و بسیاری دیگر از بزرگانِ قلمروِ ادبیات و هنر. کدام سویه و سوژه در این آثار است که نسل‌به‌نسل و دوره‌به‌دوره مجذوب آن می‌شوند و گاه‌به‌گاه به دستِ نویسندگانِ نوآمده بازنویسی هم می‌شوند؟ سوژه‌های کلان بشری، و سوژه‌های همه‌گیر و فراگیرِ زندگیِ عامه‌ مردم، همواره نوشته و خوانده می‌شوند. فقر و تنگدستی، عدالت و آزادی، ایمان و بی‌ایمانی، و عشق، از جمله سوژه‌هایی‌اند که همواره مرکز توجه نویسندگان بوده‌اند، اما موضوعاتی نیز در عصر معاصر پدیدار شده که هرچند تا اندیشمند و نویسنده و هنرمند بوده آن‌ها نیز بوده‌اند، لیکن در چند دهه‌ اخیر تبدیل به موضوعی مشخص و تعیین‌پذیر در موضوعاتِ اصلیِ موردنظرِ نویسنده و خواننده بوده است. محدودکردن نویسنده، تحتِ‌‌نظرگرفتنش، تحت‌تعقیب قراردادنش، وارسی‌کردنِ نوشته‌ها و اندیشه‌اش، گرفتنش و بازجویی‌کردنش، و دیگر اشکالِ اَخیه‌کشیدنِ او چند دهه است که به موضوعی اصلی بدل شده است، چراکه واقعیتِ زندگیِ واقعی چنین اقتضا می‌کند. در حکومت‌های خودکامه یقه‌گیری نویسنده، به خفیه‌گاه‌بردنش، حرفی را در دهانِ او گذاشتن و بیرون‌کشیدن آن حرف به‌عنوان اعتراف، و یا به جرم گفتنِ همان حرف، سکّه‌ روز است، و وضعیتی آشنا برای نویسندگان غیرِهمراه با خودکامگان. بازجویی، چه از نویسنده باشد و چه از هر آن‌کسِ دیگر، حالا دیگر در نوشته‌ها و به‌ویژه در سینما بسیار دیده می‌شود. بازجویی می‌تواند مخوف باشد («۱۹۸۴» جورج اوروِل)، می‌تواند روانشناسانه و مکارانه و دام‌گسترانه باشد («جنایت‌ومکافات»، داستایوسکی) می‌تواند شکنجه‌آمیز باشد («نیم‌ساعت پس از نیمه‌شب»، کاترین بیگلو)، می‌تواند بر اساس غریزه‌ وحشیانه‌ آدمی باشد («مرگ و دخترِ جوان»، آریل دورفمان)، می‌تواند ابلهانه باشد (دوپونت و دوپونط در «تن‌تن»). در «مرد بالشی» می‌توانیم معدل همه‌ وضعیت‌های یادشده را ببینیم که چگونه دو پلیسِ بازجو به جان نویسنده‌ای می‌افتند که در وضعیتی کافکایی قرار گرفته است: نمی‌داند چه کرده، نمی‌داند از او چه می‌خواهند، نمی‌داند چه باید بگوید. اما موضوع چندان هم که نویسنده‌ چهارصد داستانیِ تحت بازجویی ادعا می‌کند گُنگ و ناپیدا نیست. قصه نمایشنامه که پیش می‌رود بدیهی‌ست که لایه‌های تازه‌ای پدیدار می‌شوند که هم پیداکننده و هم پنهان‌کننده‌اند. قصه وارد موضوعی پیچ‌درپیچ و چندلایه می‌شود، اما هنر و خلاقیتِ نویسندگیِ مک‌دونای نویسنده و کارگردان آن است که وقایع پیچ‌درپیچ درونیِ نمایشنامه را به روایتی همسرشت با پیچ‌درپیچیِ وقایع نمی‌بَرد، و برای خواننده/‌تماشاگر سختیِ مواجهه با دنیایی این‌چنین مخوف و خونین و مالیخولیایی را کافی می‌داند، و خطرِ سردرنیاوردنی‌بودن را در روایت پیچیده‌ این دنیای منحط  و تباه‌شده وامی‌نَهَد.


یادداشتی از روزنامه‌ی شرق، دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴

 

اتهامِ نویسنده

««مرد بالشی»، نمایش‌نامه‌ای است سه‌پرده‌ای از مارتین مک‌دونا، نمایش‌نامه‌نویس انگلیسی، که با ترجمه امیر امجد از طرف نشر نیلا منتشر شده است. نمایش‌نامه‌ای که چند سال پیش در ایران به کارگردانی محمد یعقوبی و آیدا کیخایی روی صحنه رفت. از مارتین مک‌دونا پیش از این نیز آثاری به فارسی ترجمه شده که از آن میان می‌توان به «مراسم قطع دست در اسپوکن» اشاره کرد که با ترجمه بهرنگ رجبی از طرف نشر بیدگل منتشر شده است. «مرد بالشی» با بازجویی کاتوریان، یکی از شخصیت‌های اصلی نمایش‌نامه، آغاز می‌شود. کاتوریان نویسنده است و اتهام او این است که برادر بیمارش تحت‌تأثیر نوشته‌های او دست به کودک‌آزاری زده است. این نمایش‌نامه، هشت شخصیت دارد؛ توپولسکی، کاتوریان، آریِل، میچل، مادر، پدر، پسر و دختر، شخصیت‌های این نمایش‌نامه‌اند. اولین صحنه نمایش‌نامه اتاق بازجویی است. کاتوریان بازجویی می‌شود و از طرفی سخت نگران سلامتی برادرش است. توپولسکی، یکی از بازجوها، به او می‌گوید که برادرش هم در اتاق بغلی است و این کاتوریان را می‌ترساند و نگران می‌کند و در جواب توپولسکی که به او می‌گوید «از چی ترسیده‌ی؟» جواب می‌دهد: «از این‌که برادرم تک و تنها یه جای غریبه‌س می‌ترسم، از این می‌ترسم که دوستِ شما داره می‌ره دمار از روزگارش دربیاره، هرچند اگه این‌کارو بکنه ایرادی نداره، می‌خوام بگم ترجیح می‌دم این‌کارو نکنه ولی اگه تو اون داستانا چیزی هَس که خوش‌تون نمی‌آد خُب بفرمایین، این شما و این من، ولی برادرم زود وحشت می‌کنه، از این چیزام سر درنمی‌آره و این داستانا هم هیچ ربطی به اون نداره، من فقط براش خونده‌م‌شون، برای همین فکر می‌کنم کاملا بی‌انصافیه که آورده‌ینش این‌جا و فکر می‌کنم باید تشریفِ نحس‌تونو ببرین این اجازه‌ی کوفتی رو صادر کنین که همین الان از این‌جا بره بیرون! درست همین الانِ کوفتی!» در ادامه می‌بینیم که مکالمه کاتوریان نویسنده با توپولسکی، به نحوی به مواجهه ساختار قدرت و طردشدگان و له‌شدگانِ این ساختار گره می‌خورد و کاتوریان به توپولسکی می‌گوید: «... به نظرم شما به دو دلیل دارین سعی می‌کنین ما رو متهم کنین. اولیش این‌که به یه دلیلی از این‌جور داستانا که من می‌نویسم خوش‌تون نمی‌آد آدمای عقب‌افتاده تو خیابوناتون ولو باشن. حضور نویسنده در مقابل کارآگاه پلیس گرچه برای متهم‌بودن او به دست‌دادن در خشونت است اما این حضور به نحوی خشونتی را افشا می‌کند که آنها که اکنون مقابل کاتوریان قرار گرفته‌اند، خود عاملان آن هستند. این صحنه اول از پرده یکم نمایش‌نامه «مرد بالشی» است. در صحنه دوم کاتوریان را می‌بینیم که «روی تخت، میانِ اسباب‌بازی‌ها، نقاشی‌ها، قلم‌ها، کاغذها- در اتاقی تقریبا شبیهِ اتاق بچه – نشسته است و داستانِ کوتاهی را روایت می‌کند که خودش و مادر و پدرش آن را اجرا می‌کنند. در صحنه اول از پرده دوم نمایش، میچل، برادر کاتوریان، را در سلولش می‌بینیم و در صحنه دوم این پرده باز کاتوریان قصه‌ای را روایت می‌کند و پرده سوم باز در اتاق بازجویی پلیس می‌گذرد.

 

http://www.sharghdaily.ir/News/86112

مرد بالشی & بهترین دوستی که نداشتی